تاریخچه و معرفی مارکهای معروف پوشاک دنیا مشاهده در قالب PDFچاپفرستادن به ایمیل

1.Roberto Cavalli

روبرتو کاوالی متولد ۱۵ نوامبر ۱۹۴۰ در فلورانس ایتالیاست.او در یک خوانواده ی هنرمند و اصیل فلورانسی پرورش یافت و در انستیتوی هنری فلورانس تحصیل و تخصص خود را در زمینه ی رنگ آمیزی و نقاشی روی پارچه تکمیل کرد.
روبرتو کاوالی عاشق نوآوری و تجارب نوین است.در دهه ی هفتاد انقلابی را در صنعت رنگ آمیزی و نقاشی روی چرم ایجاد کرد و برای بنمایش گذاشتن هنر نوینش راهی پاریس و مشغول به همکاری با بزرگانی چون Hermès و Pierre Cardin شد.
در همان سال و برای اولین بار کلکسیون لباسهایش را بنام خودش در پاریس،رم و میلان روی صحنه میبرد.
جینهایی با استامپهای عجیب،لباسهای چرمی نقاشی شده و پارچه هایی با طرح پوست حیوانات،همه از نوآوریهای او میباشند.
روبرتو در سال ۱۹۸۰ با Eva Duringer ازدواج کرد و تا به امروز نه تنها بعنوان همسر بلکه بعنوان همکار و بازوی راست وی در کنارش ظاهر میشود
روبرتو کاوالی همیشه در حال سفر است و در سفرهایش دوربین عکاسی را یک لحظه از خود دور نمیکند.
تمدنهای مختلف دنیا و مناظری که در طول سفرهایش میبیند الهام بخش وی در خلق کارهایش میباشند.
در ۱۹۹۸ لاین جوان پسند و ارزانتر Just Cavalli را ابداع و پس از آن لاینهای Angels & Devils مخصوص بچه ها و سپس Class Cavalli را ایجاد میکند.
طرحهای گلدار و طرحهایی از پوست حیوانات از معروفترین طرحهای کاوالی میباشند.
و هنرمندانی نظیر:مدونا،درو باریمور،شارون استون،جنیفر لوپز،گوینت پالترو،بیونسه نولز،چارلیز ترون،ویکتوریا بکهام،مایکل جکسون و... از علاقمندان کارهایش بوده و همیشه در مهمانی ها و بر روی فرش قرمز لباسهای او را انتخاب میکنند.

Pierre Cardin طراح آوانگارد

Pierre Cardin (پیر کاردن)طراحی فرانسوی با اصلیت ایتالیایی است.این طراح مشهور که سالها برای کریستین دیور کار میکرده،بنیانگذار سبک پیشرو در مد میباشد و عمده ی طرحهای معروف او طرحهایی هندسی و گاهی فضایی(منظور پوشش ساکنین کرات دیگر میباشد)هستند.

ظاهرأ این آقای کاردن ربطی به لباسهایی که در ایران به اسم این مارک فروخته میشه نداره.
چون من پیراهن مردانه به اسم این مارک دیدم به قیمت ۵۰۰۰ تومان.
شاید مطمئن ترین چیزی که از این مارک در ایران پیدا میشه عطرهاش باشه.

البته این رو هم بگم که پیر کاردن در کل مارک لوکس و گرونقیمتی نیست و تو اروپا و آمریکا جز مارکهای بسیار اقتصادی و ارزون به حساب میاد.

 

 

 

Giorgio Armani متولد ۱۱ جولای ۱۹۳۴،پیاچنتزا،ایتالیا است.او یکی از معروفترین و موفقترین طراحان و سرمایه گذاران حال حاضر دنیاست.ثروت وی طبق آمار مجله ی فوربس بالغ بر ۴.۵ میلیارد دلار است و وی پس از رالف لورن،ثروتمندترین طراح لباس دنیاست.
او کارش را در فروشگاه La Rinascente میلان به عنوان طراح ویترین آغاز کرد و سالها به این کار ادامه داد تا اینکه توسط نینو چروتی طراح معروف آن زمان دعوت به همکاری شد.
بعد از گذشت ۱۰ سال از همکاری او با چروتی و ارائه ی طرحهای مختلف برای این کمپانی،به فکر افتاد که لباسهایی با استیل و تحت نام خودش ارائه دهد.و در سال ۱۹۷۵ این ایده را عملی نمود و بدین شکل پایه های امپراطوری Armani بنا نهاده شد.
استیل وی کاملا منحصر بفرد و تا حد زیادی مردانه است،بطوری که در کلکسیون لباسهای زنانه ی وی نیز کت و شلوار عناصری تفکیک ناپذیر هستند.
Armani در کارهایش بیشتر از رنگهای سرد استفاده میکند،و به جرات میتوان گفت که رنگ خاکستری را در مد مدرن او جاودانه ساخته است.
در ۱۹۸۰ با طراحی لباسهای فیلم ژیگولوی آمریکایی توانست استیلش را به جهانیان و در سطح وسیعی بشناساند.
او همواره در کارهایش نگاهی عمیق به استیل شرقی دارد و از تلفیق آن با سبک مدرن،شاهکارهایی خلق میکند که شوهای لباس او را تبدیل به نمایش هایی باشکوه و مسحور کننده مینماید.
بدون اغراق میتوان گفت که او پرطرفدارترین و مردمی ترین استیلیست دنیاست ،چراکه لباسهای او فقط به طبقه ی خاصی تعلق ندارند و طرفداران او،در هر سن و موقعیت اجتماعی همه ی محصولات او را اعم از کیف و کفش،جین و تی شرت،کت وشلوار،عطر،موبایل و ...استفاده میکنند.Armani
از لحاظ لاین های مختلف محصولاتش،نیز یکی از استثناها در زمینه ی کار خود میباشد.لاینهایی از قبیل:

 

Chanel

Chanel خانه ی مد بسیار معروف فرانسوی است که در سال ۱۹۰۹ توسط خانم Gabrielle Bonheur Chanel معروف به Coco بنا نهاده شد.
کوکو شانل نه فقط اولین طراح زن معروف قرن شد بلکه با تکیه بر استعداد خارق العاده اش توانست ظرافتها و ارزشهای زن را در زمینه ی مد، هم تراز مردان سازد و با طرحهای شیک و زیبایش ذائقه مشکل پسند زنان آن دوره را ؛از هر طبقه و کلاس اجتماعی،تغذیه نماید.
امروز این خانه مد توسط Karl Lagerfeld طراح آلمانی اداره میشود،اما با گذشت سالها از مرگ کوکو شانل این مارک،هنوز هم سمبل ظرافت و شیک پوشی زنانه است.

  1. ورساچه ، از کارگاه خياطی تا بلندترین هتل دنیا!

در 2 دسامبر 1946 «جیانی ورساچه» در رجیو کالابریا ایتالیا به دنیا آمد. در زمان کودکی جیانی، مادر او با درآمد کارگاه خیاطی کوچک خود، خانواده اش را اداره می‌کرداز کارگاه خیاطی تا بلندترین هتل دنیا


در 2 دسامبر 1946 «جیانی ورساچه» در رجیو کالابریا ایتالیا به دنیا آمد. در زمان کودکی جیانی، مادر او با درآمد کارگاه خیاطی کوچک خود، خانواده اش را اداره می‌کرد.
وی همراه برادر بزرگ‌ترش سانتو و خواهر کوچک‌ترش دوناتلا در کنار پدر و مادر خیاط خود فرانسیسکا، بزرگ شد. جیانی همه چیز در مورد خیاطی و دوختن لباس را خیلی زود از مادر خود آموخت و توانست به وسیله علاقه و ذوق ذاتی خود اولین لباس‌ها را طراحی کند و در مزون مادرش به فروش برساند. بعد از آن ورساچه آموزش‌های تکمیلی حرفه‌ای در زمینه طرح آماده‌سازی و تهیه پارچه دید. او اولین موفقیت خود را زمانی نشان داد که طرح‌هایی برای کلکسیون فیوری فیورنتینا، که یک کمپانی ایتالیایی در سال 1972 بود، فرستاد.


ورساچه تا قبل از سن ۲۵ سالگی در زمینه معماری تحصیل می‌کرد و سپس به قصد طراحی لباس به میلان رفت و بدون دیدن آموزش آکادمیک و رسمی، مجموعه‌هایی را برای مارک‌های ایتالیایی دی پاریسی، جنی، کلاگان، آلما و سپس در سال 1974 برای مارک کامپلیس طراحی کرد. وی اولین مجموعه لباس‌های چرمش را در سال 1975 به نمایش گذاشت و در سال 1978 نخستین بوتیک خود را به وسیله دلااسپیک در میلان افتتاح و نخستین مجموعه لباس زنانه را تحت نام خودش ارائه کرد. البته هنوز برای تکمیل مجموعه خود، سایر مارک‌ها را نیز عرضه می‌کرد.

به‌تدریج ورساچه توانست مارک اختصاصی خود را به عنوان یک برند مطرح کند. وی همه چیز را در مورد رنگ، جنس، برش و دوخت پارچه‌ها می‌دانست.

او در سال 1982 موفق به دریافت جایزه چشم طلایی به خاطر بهترین طراحی لباس زنانه در پاییز و زمستان شد.


خیلی زود طرفداران سبک ورساچه زیاد شدند و بوتیک‌های دیگر به این نام در سطح دنیا شروع به کار کردند. در سال 1985 ورساچه مارک
Instante را در امپراتوری مد دنیا قرار داد. این مارک مشابه سبک او در خیاطی و طراحی زنانه، سطح بالا بود، اما با هدف طراحی برای جوانترها و افرادی که توانایی مالی کمتری دارند، ایجاد شده بود.

«پیراهن‌هایی برای اندیشیدن» نام نمایشگاهی بود که به کارهای گذشته ورساچه نگاه می‌کرد و در سال 1989 در میلان برگزار شد. در همان سال ورساچه نخستین مجموعه طراحی زنانه سطح بالای خود را ارائه کرد. سبک ورساچه به علامت تجاری مخصوص خود او تبدیل شد. ورساچه برای رنگ‌ها، پارچه‌ها و برش‌های گیرا و جذاب خود مشهور بود. ورساچه هنگام طراحی محصولات جدید، تنها یک طرح مبهم از اندیشه و تصورات خود را ارائه می‌کرد، سپس دستیاران او مسوول تبدیل این ایده‌ها به لباس‌های قابل پوشیدن بودند. از زمانی که ورساچه یک خریدار پارچه بود، همیشه از سفر کردن لذت می‌برد. او در طرح‌های جدید خود، تاثیراتی که از مسافرت‌های خود کسب می‌کرد را با یکدیگر می‌آمیخت.

در سال 1986 رییس‌جمهور وقت ایتالیا لقب شوالیه هنر را به جیانی ورساچه اهدا کرد. در سال 1991 کمپانی ورساچه ادکلن ورساچه را وارد بازار کرد. جیانی در سال 1993 جایزه اسکار مد را به خود اختصاص داد و در سال 1995 به نیویورک رفت و اولین شعبه ورساچه در آمریکا را افتتاح کرد. در همین سال عنوان خلاق‌ترین طراح لباس را از منتقدین بلژیک به دست آورد.

در پانزدهم جولای سال 1997 جیانی ورساچه ۵۰ ساله، جلوی کاخ محل سکونت خود در میامی فلوریدا هدف شلیک گلوله اندرو کونانن قرار گرفت که منجر به مرگ وی گردید. کونانن یکی از قاتلان زنجیره‌ای تحت تعقیب پلیس
FBI بود كه در مدت سه ماه، پنج نفر را به قتل رسانده بود و جیانی ورساچه آخرین آنها به حساب می‌آمد. هشت روز پس از قتل جیانی، اندرو با شلیك گلوله دست به خودكشی ‌زد.

بسیاری از طراحان اعتقاد دارند که با مرگ ورساچه، نه تنها ایتالیا بلکه تمام دنیا یکی از نوگراترین هنرمندان خود را از دست داد. فرانكو زفیرلی دوست صمیمی جیانی می‌گوید: «ورساچه نجات‌دهنده هالیوود از گودال یکنواختی و روزمرگی بود.» شهرداری میلان در بزرگداشتی که برای او در سال 2007 گرفته بود، اعلام کرد در قدردانی از فعالیت‌های این نابغه مد و طراحی، خیابانی را در مرکز پایتخت صنعتی ایتالیا به نام جیانی ورساچه نامگذاری خواهد کرد.
در سپتامبر 1997 برادر جیانی، سانتو ورساچه مدیریت کمپانی ورساچه را به عهده گرفت.

خواهرش، دوناتلا ورساچه هم‌اکنون سرپرستی تیم طراحی این شرکت را بر عهده دارد. او قبلا در موقعیتی مشابه برای مارک ورسوز طراحی می‌کرد. آلگرا، دختر او وارث منحصر به فرد جیانی ورساچه است که بنا بر وصیت جیانی مالک 50 درصد از سهام ورساچه شد. دانیل پسر دوناتلا، وارث مجموعه‌های نقاشی جیانی است. عمارت‌های بزرگ ورساچه در شهر کومو ایتالیا، میامی و نیویورک بخشی از دارایی او است.

جمله معروف «اعتقاد عمیقی به این حقیقت دارم که خلاقیت زاییده تنش و بحران ایده‌ها است» از دوناتلا ورساچه است. دوناتلا که ده سال از برادر خود جیانی کوچک‌تر بود، همیشه تحت‌تاثیر برادر خود قرار داشت. زمانی که 11 ساله بود، لباس‌هایی را می‌پوشید که جیانی مخصوص او می‌دوخت. زمانی که جیانی در اواسط دهه 70 به فلورانس نقل مکان کرد تا شغلی را در طراحی لباس‌های کشباف آغاز کند، دوناتلا دریافت که او هم مانند برادر خود به دنیای مد اشتیاق دارد. او یک سال پس از مرگ جیانی، نخستین مجموعه طراحی زنانه سطح بالای خود را برای سالن ورساچه در هتل ریزا پاریس به نمایش گذاشت.

گفته می‌شود که دوناتلا نخستین طراحی است که به جای استفاده از مدل‌های ناشناس و غیرمعروف، از افراد مشهور و برجسته استفاده کرد تا لباس‌های او را بر راهروهای نمایش و سایر رسانه‌های عمومی مانند تبلیغات، به دنیا نشان بدهند. دوناتلا اکنون یکی از طراحان ثروتمند و برجسته جهانی و در حال حاضر نایب رییس گروه ورساچه و رییس طراحان شعبه مد ورساچه است. او 20 درصد از سهام کل ورساچه را دارا است.

امپراتوری ورساچه به یک تجارت خانوادگی بدل شده است که یکی از نمادهای آن، بلندترین هتل دنیا، برج العرب در دبی است که به مجموعه وسیعی از مبلمان و تخت‌های ورساچه در اتاق‌های لوکس و گرانقیمت خود مجهز شده است.

Prada

پرادا یک خانه ی مد معروف ایتالیایی ست که در اصل بنام برادران پرادا شناخته شده ،و در سال ۱۹۱۳ توسط ماریو پرادا بنا شده است.
در سال ۱۹۷۸ نوه ی ماریو بنام موچا پرادا(Miuccia Prada)این کمپانی را به ارث برد و آن را به یکی از گرانقیمت ترین و معروف ترین مارکهای دنیا مبدل کرد.
موچا این موفقیت را مدیون شناخت بالایی که از مواد اولیه و کاربرد آنها دارد،میباشد.
اولین آثار وی کیفهای ساده ی براقی بودند که از پارچه های نایلونی که از آن چترنجات ساخته میشود تهیه شده بودند،اما همین انتخاب ساده سکوی پرتاب وی گشت و بدنبال استقبال فراوان از کارهای او؛اولین نمایش مد را در سال۱۹۸۹ برگزار کرد.
امروز پرادا نه تنها یک مارک شناخته شده برای کیف و کفش است بلکه لباسها،عطر،لوازم تحریر،وسایل تزئینی،موبایل و بسیاری از وسایل ساخت این کمپانی نیز علاقمندان خود را در سراسر دنیا راضی نگه میدارد.
ساخت فیلم هالیوودی( شیطان پرادا میپوشد) نیزبه محبوبیت بیش از پیش آن می افزاید.

GUCCI

گوچی یک خانه مد ایتالیایی است که در سال ۱۹۲۱ توسط گوچو گوچی،در فلورانس بنا شد.
گوچی یک چرم کار ماهر بود که کارهای خود را با تزئین بوسیله یک نوار سبزـقرمز و قطعه ی کوچک فلزی(که از زین و لگام اسب ایده میگیرد) از دیگران متمایز میساخت.
وی توانست در سال ۱۹۳۸ فروشگاهی در خیابان Condotti رم که یکی از معروفترین خیابانهای آن زمان در زمینه مد میباشد،افتتاح کند.
پس از معروفیت در اروپا،در سال۱۹۴۵ گوچی وارد امریکا میشود و با جذب مشتریانی نظیر گریس کلی،ژاکلین کندی،ادری هیپورن و...تبدیل به یک مارک جهانی میشود.
پس از مرگ گوچو،پسرانش الدو،اوگو،واسکو و رودولفو راه او را ادامه میدهند.
از ابتکارات انها میتوان به خلق لوگوی GG،استفاده از بامبو،پارچه های canvas و... اشاره نمود.
در سال ۱۹۹۰ و با ورود Tom Ford به عنوان طراح،این مارک در زمینه لباس نیز به اوج خود میرسد؛بطوریکه در ۲۰۰۶ با درآمدی بالغ بر ۷،۶ میلیارد یورو پس از لویی ویتون و شرکا،در مقام دومین مارک پرفروش قرار میگیرد.
از سال ۲۰۰۷ تا به امروز نیز Frida Giannini بعنوان طراح گوچی مشغول بکار میباشد.

 

 

بیژن,گرانترین مارک پوشاک آقایان!!



در فروشگاه‌های «بیژن» اثری از جالباسی دیده نمی‌شود. تمام لباس‌ها در قفسه‌های لاکی‌لوکسی جاسازی شده‌اند؛ کفش‌های 1000دلاری, پیراهن‌های 650دلاری و کت‌وشلوارهایی که 5هزار دلار قیمت دارند.بیژن پاکزاد صاحب مارک معروف «بیژن» به خاطر اغنای ذوق و نبوغ خود در دنیای مد خیلی زود رشته مهندسی را رها کرد و به مطالعه نساجی در سوئیس روی آورد. همین تغییر رشته باعث شد که وی به سرعت به یکی از موفق‌ترین طراحان مد لباس و عطر تبدیل شود. فروشگاه‌های بیژن مدت‌هاست که به عنوان پاتوق چهره‌های سرشناس مطرح شده است. خودش می‌گوید: «پدرم تاجر فولاد بود و دلش می‌خواست من در آینده دکتر یا وکیل بشوم.»درباره فروشگاه‌های او یک ضرب‌المثل معروف وجود دارد که می‌گوید: «وودی آلن وقتی وارد فروشگاه‌بیژن می‌شود, به شکل کاری گرانت بیرون می‌آید.» کاری‌گرانت دوست صمیمی بیژن بود, مثل خیلی از چهره‌های سرشناس دیگر که افتخار متقابل آشنایی با وی را به دست آوردند. خوان کارلوس (پادشاه اسپانیا), ملک‌حسین (شاه سابق اردن), ملک عبدالله و ملک فهد (ولیعهد و شاه عربستان), سلطان بروئنی, خولیو یگلسیاس (خواننده اسپانیایی که ریشه‌های ایرانی دارد), همسر جی‌اف‌کندی (رییس‌جمهور مقتول ایالات متحده) و بسیاری از افرادی که فهرست کردن نام آنها زمان زیادی می‌برد, از جمله این مشتریان هستند.او برخلاف بسیاری از طراحان مد که معمولاً در نمایشگاه‌های فصلی حضوری فعال دارند, ترجیح می‌دهد بیشتر روی چهره‌های سرشناس تمرکز و سرمایه‌گذاری کند. بیژن صاحب یک جت اختصاصی
G3 Gulfstream است. این جت ماموریت دارد بسته‌های پوشاک با مارک بیژن را به شهر و منزل مشتریان درست و حسابی برسانند. دامنه فعالیت این پیک بادپا از آسیای جنوب شرقی تا آمریکای لاتین را دربرمی‌گیرد. به خصوص زمانی که مشتریان خاورمیانه‌ای او اعم از امیر قطر یا دوبی یا شاه عربستان فرصت سر زدن به یکی از شعبه‌های فروشگاه بیژن را نداشته یا کالایی را که در نظر دارند در شعبه محل زندگی خود پیدا نکرده باشند.بیژن پاکزاد استاد سلیقه‌شناسی است. وی معتقد است که همسر مشتریانش او را به شدت دوست دارند, چرا که آنها پس از آن که مارک بیژن وارد زندگی‌شان شد, صاحب همسرانی به مراتب خوش‌تیپ‌تر و شکیل‌تر شدند. به گزارش نویسنده سایت «اگزیرو», بیژن برای آگاهی از سلیقه مخاطبانش شیوه خاصی دارد. او پیش از سفارش دادن یک لباس به یک کارخانه, ابتدا یکی از محصولات آن را امتحان می‌کند. اگر آن را پسندید, به 3 برابر قیمت واقعی, امتیاز انحصاری آن کالا را می‌خرد و احتمالاً تغییراتی نیز در آن می‌دهد. همین که طراحی لباس معیارها و سلایق بیژن را رعایت کند, برای موفقیت تجاری و محبوبیت بین مشتریان کافی به نظر می‌رسد.یک بار در مصاحبه‌ای ادعا کرد که برای «مردان قدرت» لباس تهیه می‌کند, مردانی که می‌خواهند قدرتمند و جذاب به نظر بیایند. او برای تهیه این لباس‌ها کارخانه‌ای شخصی در ایتالیا دارد به نام «کارارا». پارچه‌های پنبه‌ای را مستقیماً از مصر خریداری می‌کند و پارچه بافتنی را به سوئیس سفارش می‌دهد و ابریشم را از چین و پارچه‌پشمی را از انگلیس می‌آورد.آنچه برایش اهمیت دارد, نه تیراژ که در وهله اول خاص بودن خریداران است. به این لیست نگاه کنید: جک‌نیکلسون, کاری‌گرانت, ریکی مارتین, خولیو و بسیاری از چهر‌ه‌های ریزودرشت عرصه هنر وسیاست. فروختن حتی یک دست لباس به این آدم‌ها معادل برپا کردن چندین و چند نمایشگاه مختلف بازدهی دارد.در فروشگاه بیژن به مشتریان خیلی خوش می‌گذرد. آنها می‌توانند در حالی که از قفسه‌های پوشاک فوق‌لوکس بازدید می‌کنند, نوشیدنی مورد علاقه خود را سفارش بدهند یا احیاناً در صورتی که مایل باشند خدمتکارانی هستند که برای آنها سیگار برگ روشن کنند.بیژن پاکزاد در سال 1976 با حمایت دوستی به نام داریوش (دار) محبوبی که فروشنده املاک بود, یک گاراژ زهوار دررفته و متروک را به شوی لباس تبدیل کرد. گاراژ سابق و شوی لباس فعلی که در بورلی‌هیلز واقع شده است, نوشته‌ای روی در ورودی دارد که افراد عادی را از ورود به آن منع می‌کند, به این مضمون: «فقط با قرار قبلی»! مهماندارانی با دستکش‌های سفید وظیفه بازکردن در را به روی افرادی دارند که با وقت قبلی پا به این نمایشگاه و فروشگاه می‌گذارند.اگر محصولات موجود در فروشگاه – به فرض محال – نتوانست سلیقه مشتریان سرشناس را ارضا کند, به فاصله کوتاهی – حداکثر چند روز – طراحی و تولید می‌شود. فقط کافی است یک نفر به خود جرات بدهد و ادعا کند: «متاسفم! چیزی که من می‌خواهم در فروشگاه شما موجود نیست!»بیژن برای آگاهی از سلیقه مشتری راه‌های خاص خودش را دارد. وی در این باره‌می‌گوید: «استیل محصولاتم براساس درک من از مشتری طراحی شده است. باید با او به تفاهم برسم. وقتی می‌خوام لباسی را بر تن مشتری کنم, ابتدا باید شخصیت وی را بشناسم و بدانم که مثلاً چه چیزهایی دوست دارد یا از چه چیز متنفر است. مثلاً چه نوع اتومبیلی سوار می‌شود, شغلش چیست و چطور زندگی می‌کند. شاید به همین دلیل است که همسران آنها مرا خیلی دوست دارند؛ چون همیشه سعی کرده‌ام از تمام ظرفیت‌مردان برای بهتر پوشیدن و خوش‌تیپ‌تر شدن بهره بگیرم. همین‌هاست که به من هیجان می‌بخشد.»و ادامه می‌دهد: «تحقیق می‌کنم که طرف چه کارهایی انجام می‌دهد و چرا به چنین کارهایی دست می‌زند والبته انتظارات او چیست. حتی امروزه که مشتریان سرشناسی از جمله رییس‌جمهورها, پادشاهان و بسیاری از مردان مهم عرصه هنر و تجارت و سیاست از من خرید می‌کنند, این عادتم از بین نرفته است. من خیلی روی جزییات ریز می‌شوم. می‌روم بررسی می‌کنم که روز تولد آنها و همین‌طور همسران و فرزندانشان چه روزهایی است یا برنامه مسافرتی‌شان به چه ترتیب است. فلسفه من این است که برای لباس‌پوشاندن به یک مرد باید شخصیت او را شناخت و درک کرد. نمی‌توانم به یک قاضی درست همان‌گونه که برای یک ستاره سینما لباس می‌دوزم, پوشاک توصیه کنم. آنها نقش‌های متفاوتی را مجبورند ایفا کنند و به انتظارات متفاوتی جامه عمل بپوشانند. وقتی به مردی لباس می‌پوشانم باید بدانم که او قرار است در این لباس چه کارهایی انجام بدهد و چگونه رفتار کند. اگر یک وکیل لباس مناسبی بر تن نداشته باشد, باعث مضحکه حضار دادگاه می‌شود و قاضی در صورتی که پیراهن قرمز بپوشد هیچ‌کس او را جدی نمی‌گیرد. اینها معیارهایی است که از همان اولین روزهای شروع کارم رعایت کرده‌ام.»یک روز رونالدریگان, رییس‌جمهور سابق و هنرپیشه اسبق هالیوود از پاکزاد درخواست کرد لباسی برایش طراحی کند تا او را در سرمای مزرعه‌اش محافظت کند. بیژن بلافاصله مجبور شد نوعی جین با نوار باریکی از پوست سمور طراحی کند.عکسی از کودکی او یعنی زمانی که فقط 7 سال داشت و داخل ایران زندگی می‌کرد وجود دارد که جلوه‌های متفاوت شخصیت یک کودک غیرعادی را نشان می‌دهد. بیژن در این عکس در حالی که یک دست خود را داخل جیب فرو برده است, سعی دارد ژست‌و رفتار پدر را تقلید کند. نوع نگاه او که به دوربین خیره شده است, نشانی از بازیگوشی‌های دوران کودکی ندارد.خودش می‌گوید: «من مثل بقیه پسربچه‌های 7 ساله رفتار نمی‌کردم. همان زمان هم به یاد دارم که همواره به دنبال جلب توجه بودم. بدجنس یا خرابکار نبودم؛ اما قوی و زورگو, چرا! در دوران نوجوانی احساس کردم که دوست دارم برای خودم کسی شوم. کسی که از همه بالاتر است, یک شماره یک تمام عیار. نمی‌دانستم چگونه, اما باید اعتراف کنم که تمام اعضای خانواده‌ام خصوصیاتی شبیه اسب دارند. ما دوست داریم بدویم, فقط به فضا برای دویدن نیاز داریم و البته به آزادی. بعد از آن که درسم را در رشته مهندسی آغاز کردم, به این نتیجه رسیدم که آزادی مورد نیاز من نمی‌تواند از این رشته بیرون بیاید. این آزادی را در رشته طراحی لباس برای چهره‌های سرشناس به دست آوردم. نمی‌توانستم در محیط جمع و تفریق و حساب و فرمول محدود شوم.»این تغییر رشته راهی برگشت‌ناپذیر به سوی شهرت و ثروت و موفقیت بود. دهه 1960 نام بیژن در سالن‌های مد اروپا بر سر زبان افتاد. او مدتی به ایران برگشت و همین کار را سعی کرد ادامه دهد و سپس به آمریکا رفت تا در رشته بازاریابی تحصیل کند.او دفترچه‌ای چرمی در اختیار هر مشتری قرار می‌دهد. در این دفترچه تمام آنچه درباره نحوه نگهداری و نوع پوشیدن و البته سایر ملزومات برای ست شدن لباس مورد نیاز است, نوشته شده است. شاید از نظر خیلی‌ها این کارها نوعی تشریفات بی‌مورد تلقی شود؛ اما برای فروشگاهی که در 20سال فعالیتش بیش از 100 میلیون دلار درآمد داشته است این تشریفات چندان هم بی‌مورد و غیرضروری به حساب نمی‌آید.او اخیراً در تمام آگهی‌ها و تیزرهای تبلیغاتی محصولاتش شرکت می‌کند و در این فیلم‌ها تبلیغاتی دارد و آنها را خودش مستقیماً کارگردانی و تهیه می‌کند. او خودش بهتر از هر کارگردان یا بازیگر دیگر می‌داند که چطور باید نظر مخاطب را جلب کند. پاکزاد مدعی است تنها طراح لباس و عطر جهان محسوب می‌شود که به طور مساوی میان عرب‌های خاورمیانه و یهودیان متعصب رژیم صهیونیستی محبوبیت دارد. وی ادعا می‌کند که مد می‌تواند اختلافات عمیق اعتقاداتی را حداقل در ظاهر برطرف سازد. در کلیپ‌های تبلیغاتی بیژن از عرب‌های بدوی گرفته تا خاخام‌های یهودی و راهبه‌های کاتولیکی که از عطر او استفاده می‌کنند, حضور دارند.خودش نقش یک عرب را بازی کرد و برای درست شلیک کردن 94 بار از همسر دومش, تریسی پس‌گردنی خورد.او برای ساخت عطر بیژن مدت دو سال وقت گذاشت: «دو سال تمام طول کشید. طرح آن را به روشنی در ذهن داشتم و دقیقاً می‌دانستم چه می‌خواهم. برای طرح روی جعبه و شیشه عطر 800بار اتود زدم تا سرانجام طرحی را که می‌خواستم به دست آوردم. من سلیقه زنانه ندارم و در طراحی لباس‌هایم همواره از ذوق مردانه استفاده می‌کنم. به همین دلیل برای درک سلیقه خاص زنان مجبور شدم با بسیاری از آنها صحبت کنم و بفهمم که چه بویی را می‌پسندند. خوشبختانه در این راه موفق شدم و کارم گرفت.»این عطر در سال 1988 برنده اسکار عطر نیویورک شد و مثل سایر محصولات بیژن از جمله لباس‌ها, چمدان 250هزار دلاری که از چرم کروکودیل ساخته شده, ساعت و... از نظر تجاری با موفقیت روبه‌رو شد.بیژن پاکزاد در سال 1983 بوتیک بسیار لوکس خود را در نیویورک افتتاح کرد. دیوارهای سفید, پلکان کریستال که به دفتر وی در طبقه فوقانی ختم می‌شود و دیوارهای شیشه‌ای این دفتر از خصوصیات بوتیک بیژن در نیویورک است. در دفتر او می‌توان عکس‌های مشتریان سرشناس و پوسترهای تبلیغاتی را که به دیوار آویزان شده تماشا کرد و البته فرش‌های ایرانی را.ناگفته پیداست که زندگی او لوکس‌تر از بسیاری از مشتریان سرشناسی است که لباس‌های خود را از امپراتوری بیژن تهیه می‌کنند. او این سلیقه را از سال‌های حضور در فلورانس و بل‌ایر با خود به همراه دارد. دانیلا, دختر 26 ساله‌اش – از همسر اولش – پس از اتمام تحصیلات دانشگاهی در رشته هنر و تجارت در حال حاضر در امپراتوری بیژن به عنوان مدیر اجرایی کار می‌کند.بیژن چندی پیش به عنوان استاد میهمان به دانشگاه استنفورد دعوت شد و در مراسم جشن فارغ‌التحصیلی دانشجویان رشته بازرگانی سخنرانی کرد. درسال 1988 نیز دانشگاه اوبرن به او دکترای طراحی لباس را اهدا کرده بود. او نیز در عوض به دانشجویان نمونه جوایز نفیسی اهدا کرد, با این بهانه که: «این جوایز قدردانی من از جامعه آمریکاست که چنین فرصتی را برایم مهیا کرد.»او معتاد به کار است. در مورد او به شوخی گفته می‌شود که حتی در خواب هم طراحی می‌کند:«همیشه برای پول نیست که طراحی می‌کنم, من عاشق این کارم. زیبایی از نظر من همان کاری است که در طراحی‌هایم انجام می‌دهم و موقع لذت بردن زمانی فرا می‌رسد که یک نفر برای در اختیار گرفتن این طرح پول می‌دهد. من نیازی ندارم که 7 روز هفته کار کنم, اما درواقع همین کار را دارم انجام می‌دم و شب و روز هم نمی‌شناسم. اخیراً پیشنهاد 300 میلیون‌دلاری ژاپنی‌ها را به علاوه یک حقوق 5ساله رد کرده‌ام. پس فقط به پول فکر نمی‌کنم.»یک بار سلطان برونئی ثروتمندترین مرد دهه اخیر – وارد فروشگاه بیژن در نیویورک شد. بیژن پاکزاد بدون تعارف از لباسی که او انتخاب و بر تن کرده بود انتقاد کرد و آن را «زشت» خواند. جناب سلطان خندید و ترجیح داد مطابق میل و سلیقه و انتخاب سلطان مد رفتار کند.او در یکی از آگهی‌های تبلیغاتی‌اش روایتی را به این شکل تعریف می‌کند که: «روزی روزگاری در سرزمینی دور مرد جوانی می‌زیست با علاقه‌ای افراطی به کیفیت...»از میان حرف‌های بیژنچند سال پیش غلامحسین کرباسچی در نیویورک به من تلفن زد و گفت: «من از طرف آقای رفسنجانی آمده‌ام. ایشان از شما دعوت کرده‌اند که به ایران بیایی و فعالیت‌هایت را در ایران ادامه بدهی.» اما من به دلیل برخی مسایل قبول نکردم.هر کس می‌خواهد به شعبه بورلی‌هیلز بیژن بیاید. باید قرار قبلی داشته باشد. یادم می‌آید 30 سال پیش که ایده وقت قبلی را مطرح کردم. آمریکایی‌ها سخت آن را می‌پذیرفتند ولی من پای حرف‌خودم ایستادم. اگر اغراق نکنم پادشاهان تمام دنیا و رییس‌جمهورها و هنرپیشه‌ها از آرنولد گرفته تا جک‌لمون, از آل‌پاچینو تا فولیو و... به اینجا آمده‌اند.حمل بر خودخواهی نشود ولی من پیش‌آمده که مصاحبه MOC یا CBS را رد کرده‌باشم. فرق مهم این است که من با کسی صحبت می‌کنم که کیف کنم. الان وقتی شیراز, اصفهان, تهران, کرج و جاهایی را که در آنجا کار می‌کردم می‌بینم دلتنگ می‌شوم. من از پس‌زمینه‌ای‌آمده‌ام که متمول بودن در آن مطرح بود. دلم می‌خواست متمول شوم. فکر می‌کنم از بچگی می‌خواستم از کسانی باشم که همه بگویند ایران, بیژن! یک جوری باشد که تو آلمان بگویند ایران, بیژن! توی اسپانیا بگویند: ایران بیژن! توی آمریکا هم همینطور.با جک‌نیکلسون زیاد نزدیک نیستم. او فقط لباس‌های مرا می‌خرد. ولی با خولیوایگلسیاس چرا. علت علاقه اولیه من به خولیو زبان است. صدای او را دوست دارم. ولی مهمترین چیزی که خولیو داشت و از من لباس می‌گرفت به دلیل این بود که چند بار به ایران آمد و بسیار هنرمند است. او با قلبش می‌خواند. با من و خانواده من هم روابط خوبی دارد. من هم با بچه‌هایش صمیمی هستم. البته با پسر جوانش (انریکه) که کمی اختلاف داشتیم. او کمی یاغی شده. البته من به خولیو می‌گویم که یک سری مشکلات برای دخترها و پسرهای در این سن وجود دارد. خولیو از انسان‌های خوبی است که ایران را خیلی‌خیلی دوست دارد.آقای خاتمی خیلی خوب لباس می‌پوشند. فرم لباس‌ایشان خیلی تمیز و مرتب است. ایشان نمونه شاخص یک ایرانی هستند. من این را با توجه به کارهایی که برای سران کشورهای مختلف کرده‌ام, می‌گویم

 

نظر سنجی

شما بیشتر از کدامیک از خدمات جیلاردینو راضی تر هستید
 

آمار بازدید کنندگان

mod_vvisit_counterامروز25
mod_vvisit_counterدیروز63
mod_vvisit_counterاین هفته418
mod_vvisit_counterهفته گذشته425
mod_vvisit_counterاین ماه1581
mod_vvisit_counterماه گذشته1500
mod_vvisit_counterکل بازدیدها43993

در 20 دقیقه گذشته : 1
آی پی شما : 54.234.231.49
,
امروز : 04 خرداد 1392

اشتراک در جیلاردینو

با اشتراک در یکی از سیستم های زیر میتوانید از آخرین اخبار جیلاردینو مطلع شوید.





طراحی شده توسط جومینا